انگلستان، بايد يادآور شويم كه حتي در كشور گل هم، لاتيني در سدهٴ هفتم زباني تصنعي بود.
برخي افراد به آن زبان مينوشتند، ولي بهدشواري سخن ميگفتند و كساني كه كلمات را از راه گوش ميآموختند نميدانستند آنها را چگونه هجي كنند، چون كسي آنها را بهدرستي تلفظ نميكرد. بعدها، با بهتر شدن روش تحصيل كوشش زيادي براي آموزش زبان لاتيني شد، ولي معلومات در اين زمينه به صورت خودآگاهي باقي ماند. لاتيني تا امروز هم بهصورت خودآگاه (در برابر غريزي) و بنابراين ثانوي مانده است. در سال 1119 فيليپ تائوني (دوازدهم ـ 1) ناچار شد
جام را به شعر آنگلونرمان ترجمه كند، حال آنكه موضوع آن به شغل كشيشان مربوط ميشد.
در سال 1235 گرگوريوس نهم (پاپ 1227 ـ 1241) مقرر داشت در هنگام قرائت مقررات صومعه، توضيحات بايد به زبان محلي باشد. مقررات مشابهي اغلب در سدههاي سيزدهم و چهاردهم وضع شده بود و اين ثابت ميكند كه بسياري از راهبان (و نه تنها راهبهها) زبان لاتيني را نميفهميدند. شايد با سوادترين اعضاي دومينيكيان با آن آشنايي كامل نداشتند، زيرا در سال1254رئيس فرقه بخشنامهاي صادر كرد و دستور داد مفاد آن به زبان محلي توضيح داده شود. در سال 1270 رابرت گرِيتْهام لازم ديد دعاهاي عشاي رباني را به زبان فرانسه ترجمه كند. در آغاز سدهٴ چهاردهم يك كتاب دعاي انگليسي براي استفاده افراد عادي فرقهٴ سيسترسينِ ريولكس1 به زبان انگليسي تهيه شد تا مراسم دعا را براي راهباني كه قادر به خواندن بودند و هم آنهايي كه نميتوانستند بخوانند، قابل استفاده سازد. بايگانيهاي صومعهها پر از اسناد نوشته شده به زبانهاي محلي است كه مقامات كليسا و گاه بلندپايهترينشان آنها را امضا كردهاند (كولتُن، ص80به بعد، 1940). اسناد ديگر به زبان لاتيني است، ولي بياطلاعي روزافزون از آن زبان را نشان ميدهد. مثلاً اكهارت براي مفهومتر ساختن نوشتهٴ لاتيني خودش از حرف تعريف زبان فرانسه استفاده ميكند؛ اين كار را بسياري از معلمان ديگر هم ميكردند. در صومعههاي انگليسي زبان فرانسه را جانشيني براي لاتيني ميشمردند، كه به بدي انگليسي نبودـ ولي انگليسي نبايد بهكلي ممنوع شده باشد و گواه آن تحريم مكرر استفادهٴ راهبان از اين زبان بود (از جمله توسط فرقهٴ اوگوستيني انگلستان در سال 1343).
برخي كشيشان خيلي خوب لاتيني ميدانستند، چنان خوب كه تقريباً زبان مادري خود را فراموش ميكردند. ولي زبان مادري بر ضمير باطنشان چيره ميماند. البته، با اينكه آنان ناچار